تبليغاتX
اقتصاد88

اقتصاد88
دانشجویان ورودی88 اقتصادبازرگانی دانشگاه خلیج فارس 
قالب وبلاگ


با توجه به افزایش تعداد استفاده کنندگان اینترنت مسئله امنیت در اینترنت امروز بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. امروزه امکان انتقال پول از طریق اینترنت میسر شده است و این امکانات باعث شده است که دزدان اینترنتی بتوانند از بی اطلاعی استفاده کنندگان اینترنت سوء استفاده کنند.

 

فرض کنید شما از طریق کارت بانکی خود در اینترنت خرید می کنید. برای پرداخت در اینترنت دانستن شماره کارت٬ تاریخ انقضاء٬ کد امنیتی CVV2 و پسورد اینترنتی کافی است. هر کس با دانستن این موارد میتواند با استفاده از کارت شما در اینترنت خرید کند و حتی در مواردی میتواند پول از حساب شما به حساب خود منتقل کند. پس اطلاعاتی که بروی کارت شما درج شده است اطلاعات مهمی است و نباید در اختیار دیگران قرار بگیرد. اما گاهی این اطلاعات ناخواسته در اختیار دیگران قرار می گیرد.

 

 

هک چیست؟

در اصطلاح روزمره٬ هک یا رخنه کردن به معنی نفوذ به یک سیستم رایانه ای می باشد و هکر یا رخنه گر کسی است که با داشتن دانش بالا در زمینه هایی مانند برنامه نویسی و نرم افزار میتواند بدون داشتن ملزومات لازم به یک سیستم نفوذ کند و از منابع آن برای خود بهره برداری نماید. اما هکر ها یا رخنه گر ها به چند دسته تقسیم میشوند.

 

۱- هکر های کلاه سفید : که به آنها سامورایی یا هکرهای واقعی گفته می شود . هکرهای کلاه سفید متخصصان کامپیوتر و آشنا به فناوری اطلاعات می باشند و هدفشان از نفوذ به سیستم های کامپیوتری کشف عیوب امنیتی در سیستم و بر طرف نمودن آنها است.

۲- هکر های کلاه سیاه : به آنها واکر هم گفته می شود و از نظر کاری دقیقاً برعکس هکرهای کلاه سفید عمل می نماید . به این معنی که هدف آن ها نفوذ به سیستم ها و سوء استفاده از اطلاعات می باشد.

۳- هکر های جوان : هکرهای جوان بر خلاف سایر هکرها که ابزار و برنامه های مورد نیاز را خودشان می نویسند و برای هک از معلومات خود استفاده می کنند، با استفاده از برنامه های خدماتی ویژه هک که به وسیله دیگران نوشته شده است ( مانند sub7 ) و به راحتی از طریق اینترنت قابل تهیه می باشند، به سیستم های کامپیوتری خسارت وارد می نمایند .این گروه از هکرها بیشتر با هدف سرگرمی و یا نمایش دانش خود به سایر دوستان و همکلاسی های خود اقدام به این کار می نمایند ولی گاهی مشاهده شده است که از این کار برای اهداف دیگری بهره گرفته اند ، بعنوان مثال می توان به هکی که توسط تعدادی دانش آموز در یکی از مدارس آمریکا صورت گرفت اشاره نمود که در آن دانش آموزان با نفوذ به شبکه مدرسه نمرات امتحانی خود را تغییر دادند.

 

استفاده کنندگان عادی اینترنت بیشتر هدف حمله هکرهای جوان قرار می گیرند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که ظهور رو به رشد هکرهای جوان ، مهمترین تهدید برای امنیت سیستم های کامپیوتری شده است . زیرا با وجود ابزارهای موجود و نیز وقتی که این گروه از هکرها برای این کار صرف می کنند ، از کار انداختن سایت های اینترنتی و یا نفوذ به یک شبکه ، نیاز به داشتن اطلاعات کامل در مورد کامپیوتر ندارد.

 

این دسته از هکرها معمولا موفق به نفوذ به سیستم هایی می شوند که از نظر امنیتی در سطح پائینی هستند. داشتن یک آنتی ویروس بروی سیستم میتواند تا حدود زیادی جلوی نفوذ این هکرها را بگیرد. علت هم روشن است چون این هکرها از ابزارهای آماده برای رخنه به سیستم های کامپیوتری استفاده می کنند و آنتی ویروس ها این ابزار را شناسایی و اجازه فعالیت به آنها را نمی دهند. البته به این نکته دقت کنید که آنتی ویروس شما باید بروز باشد و هر روز از طریق اینترنت بروزرسانی شود در غیر اینصورت ابزار های جدید را شناسایی نخواهد کرد. 

 

برخی از این ابزارها از عیوبی که در نرم افزارهای کامپیوتری وجود دارد برای رخنه به سیستم استفاده می کنند. در ایران ویندوز متداول ترین سیستم عامل بروی کامپیوترهاست. شرکت مایکروسافت بصورت هفتگی و گاهی روزانه بسته هایی را از طریق اینترنت در اختیار استفاده کنندگان از سیستم عامل ویندوز قرار می دهد تا با استفاده از آنها اشکالاتی که در ویندوز شناسایی میشود و ممکن است راه نفوذ هکرها را باز کند را برطرف کنند. متاسفانه استفاده از ویندوزهای غیر اصلی در ایران و همچنین سرعت پائین اینترنت باعث شده است که بسیاری از ویندوزهایی که توسط کاربران مورد استفاده قرار میگیرد دارای اشکالات زیاد و در مقابل حمله هکرهای جوان بسیار نفوذ پذیر باشد. توصیه می کنیم حتما از نسخه های جدید ویندوز استفاده کنید تا کمترین اشکالات امنیتی را داشته باشد.

 

گاهی هکر برای بدست آوردن اطلاعات شخصی افراد نیازی به نفوذ به سیستم دیگری ندارد چون در این مورد هکر مستقیما به سیستم قربانی دسترسی دارد. مثلا کارمند یک شرکت با داشتن دسترسی به سایر کامپیوترهای آن شرکت میتواند اطلاعات خصوصی افراد را سرقت کند. متداول ترین هک ها در این روش در کافی نت ها و مراکزی که افراد از کامپیوترهای عمومی برای دسترسی به اینترنت استفاده میکنند مانند دانشگاه ها یا ادارات رخ  می دهد. در مورد استفاده از کافی نت ها با توجه به اینکه موارد زیادی از این دست رخ داده است خیلی احتیاط کنید. مسئول کافی نت می تواند با نصب یک برنامه جاسوسی که شما از وجود آن بی اطلاع هستید هر چیزی را که شما در زمان استفاده از کامپیوتر کافی نت تایپ کرده اید از جمله پسورد های شما و پیام های خصوصی که به دوستانتان داده اید را سرقت کند. هیچگاه از کامپیوتر کافی نت ها برای پرداخت اینترنتی استفاده نکنید. مسلما این اتفاق در همه کافی نت ها نمی افتد اما احتیاط شرط عقل است.

 

 

گاهی هک کردن از این هم آسان تر میشود. در این نوع هک از عملیات روانی برای فریب قربانی استفاده میشود تا خودش اطلاعات مهم خود را فاش کند.

 

روشهای زیادی وجود دارد که هکرها برای نفوذ به سیستم ها یا بدست آوردن اطلاعات حیاتی کاربران از آنها استفاده می کنند

 

۱- حتما از آنتی ویروس استفاده کنید. 

۲- بروزرسانی ویندوز خود را بروی اتوماتیک قرار دهید تا اشکالات ویندوز شما برطرف شود. 

۳- در هنگام استفاده از کامپیوترهایی که بصورت عمومی استفاده میشود مانند کافی نت ها بیشتر دقت کنید.

۴- به ایمیل ها و پیام هایی که برای شما ارسال میشود دقت کنید که آیا این پیام میتواند اطلاعات سری شما را فاش کند و اگر اینطور است به آن اهمیت ندهید.

۵- اگر شخص دیگری از پسوردهای شما اطلاع دارد هر چه سریعتر پسورد های خود را تغییر دهید و بهتر است این کار را به طور دوره ای هر ماه انجام دهید. در ضمن استفاده از پسورد هایی که شامل حروف٬ اعداد و علائم است توصیه میشود. برای مثال Wr3Si% به دلیل داشتن حروف کوچک و بزرگ انگلیسی و اعداد و علائم پسورد مطمئنی است. هیچگاه از پسوردهایی که ترکیبی از اعداد یا حروف تکراری است استفاده نکنید. برای مثال 123456  یا aabbcc پسورد های ضعیفی هستند که یک هکر میتواند در کمتر از یک دقیقه آن را حدس بزند.

یک مثال ساده براتون بزنم.شمادریک سایت پیش بینی فوتبال ثبت نام میکنید به ظاهریک سایت شرط بندی ساده است وقتی که شماثبت نام میکنیدوبه اون سایت شماره حساب میدیدمدیرسایت نرم افزاری رونصب میکنه که وقتی شما خریداینترنتی میکنیدبه رمزاینترنتی شما دسترسی پیدامیکنند.این فقط یک مثال ساده بودوخیلی جاهای دیگه هم هست که میشه به انواع مختلفی هک شد.جهت اطلاع بیشترازمقابله باهکرها میتوانیدبه آدرسwww.ashiyane.org(پلیس سایبری)مراجعه کنید.

[ 91/02/27 ] [ 20:12 ] [ آهنگ ]
چند سال پیش،در حین شهرک سازی های شرکت نفت در زادگاه من(جم) پولِ هنگفت و زیادی به یکی از همشهری های ما که همه، مشدی(مشهدی) صداش می کردن رسید،بعد از این قضیه بعضی از دوستان به مشدی می گفتن که با پولت،کاری کن و برا چند تا جوون شغلی ایجاد کن،مشدی به طور مستمر و همیشه در جواب خلق الله این جمله رو تکرا می کرد که بذار امین برگرده،بعد ها ما فهمیدم که امین پسر مشدی بوده که دانشگاه بوده...

حالا چند سال از اون ماجرا می گذره،امین که برگشت،هیچ،مشدی یه پسر دیگه هم به نام نوید داشت که سرباز بود اونم برگشت،ولی بازهم اتفاقی نیاقتاد،بس از اون اتفاق این موضوع به ضرب المثل تبدیل شد.

هدف از نوشتن، یادآوری این نکته بود که :هیچ اتفاقی خاصی قرار نیست بیافتد،ما آینده را در امروز برنامه ریزی و در گذر زمان می سازیم و ...

حالا حکایت زمانه ی ماست و خرافه گرایی و کار امروز را به فردا اندختن و شعار و شعار و شعار...

کاش به جای شعار گرایی،شعورگرایی رواج داشت،البته بسته به نگاه ما اوضاع می تواتد متفاوت باشد،روزنه های امید همچنان وجود دارد،همچنان رحمت خداوند جاریست...

[ 91/02/25 ] [ 13:44 ] [ صفرپور ]

                    دوست داشتن یااستفاده کردن               

زماني مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت

مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده
در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان انگشت های دست پسر قطع شد
وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كی انگشتهای من در خواهند آمد
آن مرد آنقدر مغموم بود كه هيچ نتوانست بگويد به سمت اتوموبيل برگشت وچندين بار با لگد به آن زد
حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود نگاه مي كرد. او نوشته بود
"
دوستت دارم پدر"
روز بعد آن مرد خودكشي كرد...

خشم و عشق حد و مرزي ندارند دومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندگی دوست داشتنی داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيد كه:

اشياء برای استفاده شدن و انسانها براي دوست داشتن می باشند
در حاليكه امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند.

همواره در ذهن داشته باشيد كه:
اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند
مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان ميشوند
مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود
مراقب رفتار تان باشيد كه تبديل به عادت مي شود
مراقب عادات خود باشيد که شخصيت شما می شود
مراقب شخصيت خود باشيد كه سرنوشت شما مي شود

[ 91/02/14 ] [ 11:21 ] [ آهنگ ]
 

داشتم فکر می کردم چه پستی بزارم که بعد از صندلی داغ مشارکت بچه ها رو تو وبلاگ نگه داره،به این نتیجه رسیدم که هر کس بهترین،تاثیر گذارترین،ویا زیبا ترین جمله ای که به خاطرش میاد رو بنویسه...(یا هرچیزی که یه عمره کنجِِ دلش مونده...)


بهترین،تاثیر گذارترین و یا زیبا ترین جمله

(هدف اینه که یه جمله از شما به یادگار بمونه)



[ 91/02/06 ] [ 22:31 ] [ صفرپور ]
تکرار، همواره کسالت آور و مخاطب گریز نیست،موارد جنجال و هیجان،پرسش وپاسخ و...از این دست تکرارهای هیجان زا و مخاطب سازِ رسانه هاست.

وقتی تکرار برنامه ای با شرکت فردی در شرایط خاص،خود را جلوه گر می کند شرایط به شکل ویژه ای تعریف می شود و امید بر آن می رود که با پایانی خوش همراه شود.

در صندلی داغ چهارم،مهمان،رتبه اول ورودی ما:

آقای دهدار 

از دوستان می خوام با رعایت موارد اخلاقی سوالات داغِ خود رو بپرسن...

برای احترام به شرکت کنندگان،قسمت نظر دهی نیاز به تایید ندارد و نظرات مستقیما ثبت می شود،امیدوارم که روند احترام متقابل باشد.

در صورتی که مایل به ادامه برنامه در آینده هستید در پایان سوال خود،نام نفر بعدی رو بنویسید.

[ 91/01/23 ] [ 0:13 ] [ صفرپور ]
عنوان کتاب را برای اولین بار که دیدم،لحظه ای گمان کردم این هم از آنهایی است که کلی گویی می کند و تنها تحمیدیه ای است برای آزادی و نه یک راه عملی،اما این بی شک نمی توانست صحیح باشد چرا که نام توسعه و همچنین اقتصاد را یدک می کشید و البته نویسنده هندی آن به پاس پژوهش هایش در رابطه با اقتصاد رفاه،تئوری انتخاب اجتماعی و توجهش به مشکلات فقرای جامعه نوبل سال 98 را برده بود تا نامش در کنار نام بزرگانی چون فریدمن،هایک،هیکس،نش و... قرار گیرد.
"آمارتیاسن" اقتصاد دان هندی و استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد نویسنده این کتاب است،کسی که به طور مستقیم شاهد رشد و توسعه هندوستان بوده و با چیرگی خاصی که بر تاریخ،اقتصاد،جغرافیا،فلسفه،جامعه و سایر ویژگی های هندوستان بزرگ دارد به شکلی قابل فهم و نگاهی باز به بررسی نقش سنجه "آزادی" همراه با توسعه می پردازد.دوست ندارم بزرگ نمایی کنم،اما واقعا این کتاب روی دیگر اقتصاد را به ما می نمایاند، تا بدانیم اقتصاد خیلی بیشتر از چیزی است که تصور می کنیم!
وی به توسعه به مفهموم گسترش آزادی های اساسی می نگرد. او هدف نهایی توسعه را نیل به آزادی می شمارد و آزادی را به عنوان سنجه ای برای کیفیت زندگی انسان ها تلقی می کند.

این کتاب چند ترجمه دارد،و با نام های "توسعه به مثابه آزادی" و "توسعه یعنی آزادی" منتشر شده که این نام ها ترجمه عنوان "Development as Freedom" می باشند که البته من از نسخه "نشر نی" با ترجمه آقای محمدسعید نوری نائینی اقتصاد دان برجسته ایرانی استفاده کردم که البته مقدمه ای طولانی ولی مفید را بهمراه دارد.
این برداشت مترجم از کتاب است:
«اگر کسی نشانی توسعه را از شما پرسید، چنین راهنماییش کنید: میدان آزادی، آزاد راه مردم سالاری، خیابان توانمندی. و اگر شماره پلاک را پرسید بگویید: در آنجا نیازی به دانستن شماره پلاک نیست، زیرا همه درها بر پاشنه مسئولیت آگاهانه می چرخد و به روی توسعه پایدار گشوده می شود»

[ 91/01/17 ] [ 19:14 ] [ دهدار ]

بهار طبیعت،شروع سال نو،پایان زمسانی سرد و...،جملگی بهانه ای برای باورِ تغییر،باورِ گذار از گذر گاهی 

سخت بسوی روزگاری نو را نوید می دهد که هم عصران آن با ایمان به پایان داشتن زمستان و آغاز بهار، لحظات

خود را می گذرانند و دم و بازدم های خود را با هوایی بهاری گر چه در روزگاری زمستانی انجام می دهند

ساکنان آن بهار را باور کرده اند و تمام لحظات خود را بهاری میگذرانند و همانند لحظه ی تحویل سال هر لحظه

رخت های چرکین قلب خود را شستشو می دهند آنچنان که دیگر رختی چرکین نمی شود و دلی نمی

شکند...

آرزوی من تحقق چنین بهانه ای برای داشتن چنین روزگاریست،برای انسانیت...

نوروزتان مبارک


[ 91/01/01 ] [ 1:40 ] [ صفرپور ]
اینجا برگی از پهنه ی هستی،زمین خداست،آدمیان از دیرباز ساکنان این کره ی خاکی اند،همه مختار و پر ادعا در کنار هم زندگی می کنند،و زندگی جلوه های گوناگون دارد،جنگ،جشن،شورش،صلح و از این قبیل حوادث دامن گیر زندگی جمعی آدمیان است،در این کره ی خاکی گزاره ای به نام جنسیت تعریف شده است،آنچنان که در تعیین آن قدرتی از خود فرد، دخالت ندارد.

در خلقت و شاکله ی وجودی، بطور یقینی فرق های زیادی از لحاظ جنسیتی وجود دارد که همه به آن اذعان دارند،ولی مشکل و جدل از آنجا شروع می شود که به حقوق افراد می رسیم و با توجه به رعایت نکردن حقوق زنان در تاریخ غرب جنبش هایی برای استیفای این حقوق در جهان غرب بوجود آمد،که رفته رفته شکلی افراطی به خود می گیرد،تا آنجا که سیمون دوبووار در کتاب"جنس دوم" خود با استفاده از دیدگاه های فلسفی از مقدم بودن وجود بر ماهیت صحبت به میان می آورد،و بر مدعای خود مبنی براین که "یک انسان،زن زاده نمی شود،بلکه زن می شود"تاکیید می کند،و با آوردن مثال هایی سعی بر توضیح،واثبات این مسئله دارد.

در اینجا می توان به بودن انسان ها در شرایط حال اشاره کرد،در واقع آنجه که وجود دارد بر ماهیتی از پیش تعیین شده استوار است که جامعه آن را قبول کرده،و بالا تر از آن،اینکه در صورت قبول آن،یعنی قبول زن بودن هیچ مزیت و مطلوبیتی را از دست نداده ایم،بلکه با کمی تفکر می توان دریافت که ضعف از خود ما به عنوان یک زن است که نتوانسته ایم در اعتلای نقش مکمل و والای انسانی خود آنچنان که باید خود را به اثبات برسانیم.در واقع هیچ زنی نیاز به تغییر نقش و تفسیر جدید از نقش و وظایف نیست(هر چند تغییر در حد عادی می تواند باشد)بلکه با وجود تقسیم کار موجود و با توجه به توانایی های خدادادی می تواند بیش از همیشه ی تاریخ خود را نشان دهد و به آنجا که شاید احساس می کند مستحق و شایسته ی آن بوده، برسد.

زن در مسیر اعتلای ارزش های انسانی و حقوقی خود هیچ نیازی به تعریف مجدد نقش و وظایف ندارد بلکه می تواند در کنار همین نقش و وظایف،در راستای آنها با بهبود کیقیت اعمال و گزاره های خود بیش از پیش به مطلوبیت و ترجیحات پیش گفته، جامه ی عمل بپوشاند.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطر ناک است و مقصد بس بعید/هیچ راهی نیست که آنرا نیست پایان غم نخور

[ 90/12/20 ] [ 23:54 ] [ صفرپور ]
با توجه به نظر سنجی به عمل آمده از دوستان در مورد انتخاب شخص مورد نظر،برای شرکت در برنامه

صندلی داغ،فرد انتخاب شده :

           خانم فتحی زاده

می باشند.به این ترتیب از همه ی دوستان درخواست می کنم با رعایت اخلاقیات،سوال های خود را بپرسند.


[ 90/12/10 ] [ 22:19 ] [ صفرپور ]
صمیمانه ازدواج دوست خوبم فرشاد خسروی عزیز رو بهشون تبریک میگم...امیدوارم توی این مرحله جدید از زندگی،در کنار همسرشون،موفق،شاد و همیشه خوشبخت باشن.   :)

[ 90/11/26 ] [ 20:54 ] [ دهدار ]

با درخواست دوستان و شرایط موجود منطقه فرصتی یافتیم تا با صندلی داغ دیگری در خدمت دوستان باشیم،حالا نوبت شماست که با انتخاب یکی از هم کلاسی ها،برنامه رو شروع کنید.شخصی که بیشترین رای رو میاره مهمان این برنامه،و نفرات بعدی هم در نوبت های بعدی....

چندتا پیشنهاد یا درخواست:

1-به شخصی رای بدهید که حاضر به شرکت در برنامه باشد.

2-

.

.

[ 90/11/24 ] [ 11:28 ] [ صفرپور ]

[ 90/11/14 ] [ 13:52 ] [ دهدار ]

در یونان باستان، سقراط به دانش زیادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی یکی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت:سقراط، آیا می‌دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟"سقراط جواب داد: "یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سه‌گانه نام دارد .

آشنای سقراط: "پالایش سه‌گانه؟"

سقراط: "درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه می‌خواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئن هستی که آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی حقیقت است؟"

آشنای سقراط: "نه، در واقع من فقط آن را شنیده‌ام و..."

سقراط: "بسیار خوب، پس تو واقعا نمی‌دانی که آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی. آیا آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟"

آشنای سقراط: "نه، برعکس..."

سقراط: " پس تو می‌خواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن هم نیستی که حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است که تو از آزمون عبور کنی، زیرا هنوز یک سوال دیگر باقی مانده است: مرحله پالایش سودمندی. آیا آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟"

آشنای سقراط: " نه، نه حقیقتا."

سقراط نتیجه‌گیری کرد: "بسیار خوب، اگر آنچه که می‌خواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا می‌خواهی به من بگویی؟"

اینچنین است که سقراط فیلسوف بزرگی بود و به چنان مقام والایی رسیده بود.

[ 90/11/13 ] [ 0:27 ] [ صفرپور ]

دنیای کتاب بسیار گسترده و شاید بی نهایتی باشد که ما قادر به مطالعه ی همه ی آن نباشیم،ولی نیاز هم بر تمامی آنها نیست،هر کس به گونه ای ...

اسامی چندتا از کتابهایی که فکر کردم می تواند برای دوستان مفید و کاربردی باشد رو در زیر آوردم:

اثر: محمد علی همایون کاتوزیان

اثر:علی رضا قلی

دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران

اثر:حسین بشیریه

قلعه ی حیوانات،اثر جورج اورول

بسط تجربه ی نبوی،عبدالکریم سروش

زندگی،جنگ ودیگر هیچ،اثر اوریانا فالاچی

[ 90/11/07 ] [ 22:24 ] [ صفرپور ]
این روزها بیش از پیش به علت نام گذاری سال یک هزار وسیصد و نود به نام "جهاد اقتصادی"پی می بریم،واقعا در نوع خود مثال زدنیست و جای تامل بسیار دارد.

آن چنان جهاد کردیم که از گرد برآمده از پای ستورانش،بازارها به تلاطم،و پهباد آمریکایی از آسمان به زمین افتاد.

آنچنان جهادی که از پی بیداری ایجاد کرده ی خود دیگر چشمان بینوایان به راحتی روی هم بند نمی شود،وآن از فقر و بیکاری و گرانی نیست بلکه موج بیداری اسلامی آن ها را بی تاب کرده...

دست مریزاد،جهاد باید این گونه باشد،باید جهاد کرد وبه نتیجه دل نبست،مگر آنها که به نتیجه دل بستند کدام قله را فتح و کدام جایزه را بردند...

این ها در مقابل جهاد پیش رو نمی تواند خودنمایی کند،جهادی از جنس انتخاب،انتخابی که سلول های قلب تپنده ی جسمی بزرگ را مشخص می کند ولی بزرگی جسم می تواند در قلب و مغزی... رنگ ببازد و بازیچه شود.

از جهاد و مجاهد و مادیات که بگذریم به موضوعات بسیار بزرگی همانند نمره و امتحان می رسیم که حقیقتا مانند کوهی عظیم و دریایی عمیق و شاید ملکوتی معنوی و مقدس برای دانشجویان آینده ساز ما خودنمایی می کند...

از تمام این ها که گذر کنیم به چه می رسیم؟به گذر عمر،نه دوستان، آخر راه که برسیم به گذر عمر نمی رسیم بلکه به چگونگی گذران آن میرسیم و شاید آنجا محل توقفی طولانی باشد....


[ 90/11/03 ] [ 0:22 ] [ صفرپور ]
سلام دوستان

امیدوارم لحظات خوبی رو پشت سر بزارید و ایام امتحانات شما رو خسته نکرده باشه و همچنان با انگیزه، به راهتون ادامه بدین...

می خواستم هم وبلاگ رو بروز کزده باشم هم یه خسته نباشید به همه دوستان گفته باشم،ولی بطور مشخص می خواستم از بعضی چیزا گله کنم، ولی دیدم،نالیدن فایده نداره،گفتم بهتره غصه ها رو برا خودم نگه دارم و براتون از زیبایی ها و قشنگی ها بگم تا شاید انگیزه باشد برای گذران لحظات بهتر ومفیدتر دوستانم،وشاید این کار تسلی باشد بر خاطر حزین خودم ...

تقدیم به همه ی دوستان

[ 90/10/14 ] [ 22:47 ] [ صفرپور ]

بیاد بم...8سال پیش...اشک های بیهوده...ببخشید...میدونم...این عکس قلب سنگ رو هم بدرد میاره...اما این واقعیت ما بود...این واقعیت یک کشور توسعه نیافته بود...که با یک زلزله 6.6 ریشتری،42000 آرزو،42000 امید،42000 زندگی را زیر خاک مدفون کرد...حالا ما بیاییم و توسعه پاس کنیم!!!...از آن طرف هم مهندس...هیــــــــــــــچ بر هیـــــــــــــچ!
[ 90/10/05 ] [ 22:30 ] [ دهدار ]
برای اولین بار این واژه در کتاب اصول اقتصاد سیاسی ریکاردو به معنی،تفاوت میان محصول حاصله از مرغوب ترین زمین کشاورزی ومحصول زمین موجود،در صورت برابری عوامل تولید بکار رفته،استفاده شد.

در کشور ایران بیشتر به معنی سودهایی که از دادن امتیازات دولتی به افراد بدست می آید(در شرایط عادی، آن قسمت به دست نمی آید)

به قول آقای دهدار، رانت به معنی پول مفت است.

و از دید حقیر به معنای پولی که از فعالیت های غیر مولد بدست می آید.مثل دادن امتیاز واردات به یکی وایجاد انحصار و...(در کل همون پول مفت!)

این نوشتار نمونه ی واقعی تعریف اقتصادی به روش بوشهریه،امیدوارم درون ذهنتون مانا باشد...

[ 90/10/02 ] [ 20:46 ] [ صفرپور ]

[ 90/09/25 ] [ 1:33 ] [ دهدار ]
با توام

ای لنگر تسکین!
ای تکان‌های دل!
ای آرامش ساحل!
با توام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ِ ارغوانی!
ای بنفشابی!
با توام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!
با توام
ای شادی غمگین‌!
با توام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمی‌دانم!
هر چه هستی باش!

اما کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!

"قیصر امین پور"

[ 90/09/17 ] [ 12:3 ] [ صفرپور ]
این روز ها آنچنان ایرانیان در اندیشه ی گزران زندگی غوطه ور شده اند که شاید حتی فرصت تحلیل کردن و اندیشیدن به اطراف واطناف خود را پیدا نکنند.این غوطه وری و روزمرگی تا آنجا ادامه می یابد که ما از حق مسلم و مشخص خود هم غافل می شویم و مانند قطره ای در جریان رود،بی تفاوت وناچار به زندگی ادامه می دهیم.

غافل از آنکه ناچاری گذران این گونه ی زندگی فقط از غفلت و بی توجهی، به وجود می آید.

عده ای در مرکز کشورمان نمی دانم از سر چه اندیشه ای شاید اندیشه ای خیر و یا هر اندیشه ی دیگر...

به گونه ای دست به اعتراض می زنند و کارهای غیر قانونی ومخالف حقوق افراد و ملت ها انجام می دهند.به قول ایت الله مکارم شیرازی این گونه حرکات احساسی به سود هیچ کس نیست. و عواقب آن را برای همه می گذارند.آخر کجای این قانون،دین،عقل ... آمده است که هر فرد و گروهی بر خلاف قانون دست به کاری بزند که عواقب آن برای جمع و ملت است.انسان ها باید در مواردی که حساسیت  زیاد است وامکان سواستفاده از اعمال ما وجود دارد محتاط تر باشند.به تحلیلی این گونه حرکات هیچ بعید نیست که از جانب  بیگانگان طرح ریزی شده باشند.پس نیاز به بصیرتی بالا تر از این ها برای حضور در جامعه بین الملل و ایفای نقش کلیدی در آن داریم.در هر روی مردم و جوانان در هر سوی و در هر جریان فکری وسیاسی باید مصالح عمومی را در نظر بگیرند.

حداقل برای سودبیشتر و عدم ضرر رسانی به خودمان که از قوائد اصلی دین مبین اسلام می باشد.

چنین رفتار هایی مسلما متوجه ی عاملان و حمایت کنندگان آنها می باشد،ولی باز هم در این صورت هم سودی برای ما ندارد.

از این قبیل سخن ها بسیارند و من را یارای گفتن نیست...

صرفا جهت یادآوری


[ 90/09/12 ] [ 13:42 ] [ صفرپور ]



محرم برای خیلی ها فرصت است...

[ 90/09/06 ] [ 22:19 ] [ صفرپور ]
ابر،این پدیده ی زیبای هستی،تنها مانده در بین آسمان و زمین،عظیم و زیبا،ولی آنچنان بی ریا و بی ادعا که اطرافیان واقعا او را نادیده گرفته اند...
اگر ببارد،آدمیان، آسمان را برای بخشندگی و باران را برای طراوتش،ستایش می کنند و اگر نبارد همه او را بخاطر خساستش نکوهش می کنند...
 ای ابر عظمت تو فراموش نشدنیست،وقتی نعره می کشی هر موجودی از تو می هراسد،برق نگاهت آنچنان نفوذی دارد که یارای نگاه کردن را برای موجودی باقی نگذاشته است...
و وقتی که می باری و وقتی که می باری...
ای ابر شاید تو چشمان آسمانی که گاه بروی زمینیان باز می شود واز شدت غصه نمی تواند تاب بیاورد و بی امان گریه می کند و گاه آنچنان دلسرد می شوی که حتی نمی تواند به حال آدمیان اشک بریزد...
و در عجبم که همه تو را مقصر می دانند...
و همچنان برای من زیبایی چه در حالت گریه چه در هر حالتی که خود می پسندی،تنهایی و صفا و بی ریا بودنت را دوست دارم و هیچ گاه شکایتی ندارم...

[ 90/08/27 ] [ 23:3 ] [ صفرپور ]

کلمه "آکبند" از کجا آمده است ؟
•••••••••••
قدیم که آبادان، بندر مشهوری بود و درگاه ورودی اجناس انگلیسی، گویا روی بسته‌هایی که در انگلیس بسته‌بندی شده بودند می‌نوشته‌اند
"UK Band" که به مرور زمان و با خلاقیت آبادانیها این‌کلمه به "آکبند" تغییر هویت داده است... چیزی که سفت بسته بندی شده و "دست نخورده واستفاده نشده"‌ است.

[ 90/08/19 ] [ 15:33 ] [ دهدار ]

گفته شده که این چهار جمله انسان را تکان می دهد وشاید به فکرهایی بکشاند که کمتر به آنها کشیده می شویم،در هر روی تکان خوردن یا بی تفاوت ماندن حق هر فرد است و هیج چای نکوهش یا تحسینی وجود ندارد...


1-زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...


اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

2-دوم مستی دیدم که...
افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

3-سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

4-چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

و من در اندیشه ی گفتن حرف آخر،هر قدر که بیشتر اندیشه می کنم بیشتر به بی ارزشی ناگفته های خود برای گفتن پی می برم و در سکوت فرو می روم،سکوتی شاید از سر نادانی و شاید هم از سر ...

پس سکوت می کنیم و می اندیشم به آنهایی به چیزهایی که ارزش اندیشیدن را با خود دارند یا ارزش اندیشه آنها را ارزشمند جلوه می دهد...

کاش می توانستم این سخنم را در مورد اندیشیدن با شما در میان گذارم ولی افسوس،افسوس از اینکه عقیده ی من بر آن نیست...

[ 90/08/18 ] [ 19:57 ] [ صفرپور ]

در نوشتار موجود سعی شده با نشان دادن سابقه ی تاریخی مهریه و شرایط وقوانین حاکم برآن،فلسفه های احتمالی،ودلایل افزایش آن در عصر حاضر،خواننده را بیش از پیش با این موضوع آشنا کرده،امید است که در نوشتارهای بعدی به جنبه های دیگر این موضوع بپردازیم.

 

سابقه ی تاریخی مهریه به قبل از اسلام برمی گردد در آن دوران در تمدن های مختلف به نام های متفاوت ودر قالب وقوانین مخصوص، هر قوم و قبیله ای از این مفهوم استفاده می کرده، به عنوان نمونه: در تمدن بابل، مرد در جريان زناشويي ملزم به پرداخت هديه‌اي به پدر دختر بود. در تمدن آشور مهر به عنوان قيمت وبهاي زن،رواج داشته است، در مواردي از مجموع قوانين حمورابي نيز، مهر به عنوان يكي از حقوق اختصاصي زن ذكر شده است.

ومطمئنا اسلام را نمی توان ابداع گر مهریه دانست،در حالی که توانست آنرا از شیوه ی جاهلیت خود بیرون آورد وبرای آن قوانین جدیدی وضع کند.

در قرآن،و روایات مختلف از مهریه نام برده وبرای آن قوانین در نظر گرفته شده است، برای نمونه:

وَءَاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً
«
بپردازيد به زنان،مهرهايشان را به صورت رايگان»
«
وللمطلقات متاع بالمعروف حقّاً علي المتقين»
«
براي زنان طلاق داده بايد عطيّه‌اي در حدّ عرف ونيكو تعيين كرد اين حقي است كه بر پرهيزگاران مقرر شده است
مهریه در اسلام از اقسام مختلفی تشکیل شده وبرای آن قوانین مختلفی وجود دارد،ولی یکی از مهمترین ویژه گی های آن به قصد پرداخت آن بر میگردد که به عنوان هدیه و پیشکش است وبه خودزن تعلق می گیرد.

در مورد قوانین مهریه در ادامه ی متن توضیحاتی داده می شود؟

تعیین مهریه:

بطور معمول در اکثر روایات بر توافق زوج بر سر مهر تاکید شده وحق دخالت دیگران را از آن برداشته اند ولی در عین حال در صورتی از این قانون حق تفویض اختیار به دیگران در مورد تعیین میزان مهریه،وجود دارد.

مقدار مهریه
در مورد مقدار مهر در فقه اماميه دو نظريه وجود دارد: برخي معتقدند كه مقدار مهر نبايد بيش از «مهرالسنة» باشد. امّا مشهور فقها معتقدند مقدار مهر از نظر كمي وزيادي هيچ محدوديتي ندارد ولی رعايت مهر السنة مستحب و زياد از آن مكروه است.
اسلام،مهريّه را وسيله ارزش گذاري زن نمي‌داند از اين رو كوشيده است نگرش به مهر را تغيير داده برای ارزش زن واستحكام خانواده عوامل ديگري معرفي كند. از نگاه ديني،مهريه سنگين زن مايۀ شومي وبدقدمي اوست وبرترين زنان كساني هستند كه خوبرو وكم ‌مهر‌اند.

فلسفه و دلایل بسیاری از دیگاه های مختلف اجتماعی ،دینی ،عقلی برای مهریه برشمرده شده که بعضی از آنها که بشتر قابل لمس ودرک می باشد را بطور اجمالی بررسی می کنیم.

در ادامه ی مطلب:


ادامه مطلب
[ 90/08/14 ] [ 10:10 ] [ صفرپور ]
وقتی یک تفاوت ساده در حرف
کفتار را به کفتر تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست
نان را
از هر طرف که بخوانی
نان است

قیصر امین پور

 

[ 90/07/26 ] [ 19:8 ] [ دهدار ]

تازه از حسرت و اندیشه ی 3000 تا کمی فاصله گرفته بودیم ،که بوی ماه مهر ما را به دامن علم و دانش باز گرداند تا ...

 با پشت سر گذاشتن مشکلات اول ترم داشتیم نفسی به راحتی می کشیدیم که ناگاه لیستی از اسامی که در برد اقتصاد به چشم می خورد ،بعضی ها را بدون هیچ دلیلی به گروه دیگری انتقال داده بود،وباز هم نفس کشیدن را به زحمت انداخت ، ویاد و خاطره ای را برایمان نمایان کرد،که آن هم به شیوه ای نه چندان منصفانه ای فقط گذشت ... وما را با طرح جدید استاد تنها گذاشت تا باشد مایع عبرتی برای پذیرفتن زور...

با اشتیاق صبح از خواب بلند می شویم ودر کلاس حاضر می شیم که باز هم از بد روزگار این بار استاد قهر می کندو از کلاس خارج می شود و ما را در راه تنها می گذارد.راهی که پایانی نامعلوم دارد...

باز هم از کنار این موضوع هم می گذریم در کلاس که حاضر می شویم خانم ها ما را از خان نعمت و مرحمت خود بی نصیب نمی گزارند وبی امان بر پر و بال این اقلیت مظلوم ...

واقعا در اقلیت قرار گرفتن مختص مجلس و جامعه نیست و در هر جایی می توان آنرا لمس کرد و از الطاف آن بهره برد.

حال که در میان جامعه،دوستان و دنیا تنها مانده ایم دست به دعا برمی داریم تا شاید رهایی ما در آخرین پناهگاه پیدا شود...

حالا هم که می گن آقای مطهری استعفا داده،واقعا تکلیف ما چیه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در هر روی تمامی ندارد بیابان ما...


[ 90/07/20 ] [ 16:45 ] [ صفرپور ]
من هفده سالم بود یك جایی خواندم كه اگر هر روز جوری زندگی كنید كه انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یك روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی كه من توی آینه نگاه می‌كنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم كارهایی را كه امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم تو زندگی ام به یك سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این كه بالآخره یك روزی من خواهم مرد برای من به یك ابزار مهم تبدیل شده بود كه كمك كرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون كه تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شكست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یك سال قبل دكترها تشخیص دادند كه من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود كه مرا معاینه كردند و یك تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم كه لوزالمعده چی هست و كجای آدم قرار دارد ولی دكترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دكتر به من توصیه كرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه كنم. منظورش این بود كه برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی كه در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بكنم.

این به این معنی بود كه برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم كردم و سر شب روی من آزمایش اپتیك انجام دادند. آن‌ها یك آندوسكوپ را توی حلقم فرو كردند كه از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت كه وقتی دكتر نمونه را زیر میكروسكوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه كردن كرد

چون كه او گفت كه آن یكی از كمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یك واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ كس دوست ندارد كه بمیرد حتی آن‌هایی كه می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ كهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌كند. یادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی كردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش كند و از همه مهمتر این كه شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی كنید.

موقعی كه من سن شما بودم یك مجله‌ی خیلی خواندنی به نام كاتالوگ كامل زمین منتشر می‌شد كه یكی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود كه موقعی كه هیچ خبری از كامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یك چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این كه گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از كاتالوگ كامل زمین را منتشر كردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یك عكس از صبح زود یك منطقه‌ی روستایی كوهستانی بود. از آن نوعی كه شما ممكن است برای پیاده روی كوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عكس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی كه آخرین شماره را منتشر می‌كردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست كه من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست كه برای شما می‌كنم.

[ 90/07/16 ] [ 13:55 ] [ صفرپور ]

بی گمان شوقی که درآغازنهفته را همگان دوست دارند هر کس به نوعی وهر کس به منظور مشخصی ،از دیرباز با این اشتیاق آشنا بوده ایم ،گاه بی آنکه بتوانیم این شوق را درک کنیم فقط آنرا تجربه کرده ایم واین نقصان همیشه از سر کوچکی درک ما نبوده بلکه گاه دلیلی جز هیاهوی زمانه نداشته وبه همان دلیلی که ما از خالق خود دور می شویم این احساس زیبا را از دست داده ایم.

وگاه در آرزوی رسیدن آغازی نو آنرا انتظار کشیده ایم بی آنکه به آینده ی آن اندیشیده باشیم و زیبایی احساس زمانی زیباتر می شود که با خیالی خوش همراه شود وعقل را به زیر کشیده وخود در میدان یکه تازی کند.

این بار هم شاید بسان گذشته آغازی را تجربه می کنیم که زیبا بودن و متفاوت بودن آن را با یک احساس ونگاه نو و زیبا بتوانیم بیمه کنیم.

[ 90/07/03 ] [ 13:47 ] [ صفرپور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به دانشجویان ورودی88 اقتصاد بازرگانی دانشگاه خلیج فارس بوشهر می باشد.مطالب این وبلاگ توسط دانشجویان این رشته ارائه می گردد و مسئولیت مطالب صرفا به فرد ارائه کننده باز می گردد.این وبلاگ تمایل و تعلقی به گروه های سیاسی خاصی ندارد و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.امیدواریم مطالب این وبلاگ هر چند مبتدیانه بتواند سازنده واقع شود تا در کنار هم بتوانیم روز به روز شاهد پیشرفت این مرز و بوم باشیم.
امکانات وب
ایران رمان